بی معرفت

تو ای سمبل معرفت!کجایی ؟سلام

این هم رسم توست،دوستی بی کلام

ندیدم کسی ،هیچ مانند تو

یک روز خوب ،یک روز بد…بی مرام

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

معرفت در گرانیست به هر کس ندهند

پر طاووس گران است به کرکس ندهند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

رفیق بی معرفت ؛ مثل پنجره ی رو به دیوار میمونه

.

.

.

چطوری پنجره؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

رفیق بی معرفت را کمتر از دشمن نمی دانم

شوم قربان آن دشمن که بویی از معرفت دارد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من همان دخترک غم زده ی دیروزم
من همان کودک بی تاب برای بودن
که دلش رادراندوه به زنجیرکشید
وبه اندازه ی دل رنج کشید
وبه اندازه ی بی معرفتی دردکشید

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

یه زغال برمیدارم دورت خط میکشم و مینویسم:

این بی معرفت دنیای منه !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بهت نمی گم آدم بی معرفتی هستی چون بی معرفت ها که آدم نیستند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عاشقان را عشق فرمان میدهد لوتیان را معرفت …!! مخلصتیم با معرفت……
.
.

.
..
.
.

اداره مبارزه با انسانهای بی معرفت و فاقد درک کافی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من به جرم با وفایی این چنین تنها شدم چون ندارم همدمی بازیچه دلها شدم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دوستی این نیست
بی معرفتی سنگدلی نامردی
دوستی این نیست
این نیست که دیرآمدی وزودروی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

غلام همت آن نازنینم که کار خیر بی روی ریا کرد

من از بیگانگان هرگز ننالم که با من هر چه کرد آن آشنا کرد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چه شده؟ ای دل دیوانه هوایش کردی؟
با دو چشمان پر از اشک صدایش کردی؟
گفته بودم که دلش معدن بی معرفتی ست
تو نشستی و دلت خوش به وفایش کردی؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بی معرفت تو اون کسی بودی که

اومدی زیر چترم,نه برای همراهی با من,بلکه فقط برای اینکه خیس نشی….بارون که بند اومد,رفتی که رفتی …..

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

از زشــتی کردار تو هم خسته شدم
بی معرفتی دیده و بشکسته شدم
پژواکم و در ســـینه صد کوه اســـی
بی مهری و غم دیدم و لب بسته شدم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

هنوز رو خاکیم یادمان نمیکنند!

وای به روزی که خاکمان کنند!!!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

برای سلامتی آن‌هایی که تا یادی ازشان نکنی یادی ازت نمی‌کنن ، صلوات

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

وقتی برگ های پاییز رو زیر پات له می کنی یادت باشه روزی بهت نفس هدیه می کردن
بی معرفت

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

یک جام پر از شراب دستت باشد ، تا حال من خراب دستت باشد

این چندمین پیامک است ندادی ، پاسخ ای دوست فقط حساب دستت باشد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

به خیال کدامین آرزو ، صفای با تو بودن را از ما گرفتی ای بی معرفت

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مرسی خوبم شما خوبی؟ چه عجب یادی از ما کردی.

.

.

طرح شرمنده کردن دوستان بی معرفت

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

به لطف بی معرفتی دوستان فهمیدم معرفت گنجینه ای است که اگه انسان نداشته باشه انگارهیچ چیز ندارد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

در رفاقت با وفا بودن شرط مردانگیست ، ورنه با یک استخوان صد سگ رفیقت میشوند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سلام ای بی وفا ای بی مروت

سلام ای ساز گیتار محبت

سلام کردم نگی تو بی وفایی

وگرنه ما که عاشقیم بی مروت !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خوب رویان جهان رحم ندارد دلشان
باید از جان گذرد هر که شود عاشقشان
روز اول که سرشتند به گل پیکرشان
سنگی اندر گلشان بود همان شد دلشان

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

میان دست من و تو هزار فرسنگ است

غریب مانده دلم بی وفا دلم تنگ است

سراغ چشم ترم را چرا نمی گیری

مگر جنس دل نازک تو از سنگ است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

طلوع بی شمار معرفت باش
به شهری که رسومش بی وفائیست
سرم سرگرم تصویر تو گشته
به آن حدی که اسمش بی نوائیست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

حقیقت گم نشده. تکه تکه شده به اسم معرفت، افتاده دست یه مشت آدم بی ­معرفت

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تمام عمر اگر در بیابان سرگردان شوی …. به که یک شب محتاج نا مردان شوی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سلامتی رفیق بی معرفتی که اسم ما گوشه موبایلش خاک میخوره

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دلم میخواست الان پیشم بودی

میرفتیم چن تا هندونه میخریدیم،

دوتایی اینقدر هندونه میخوردیم که شامون بگیره

اونوقت ۲تایی میشایدیم به هر چی رفیق بی معرفته که نه یه زنگ میزنه نه اس ام اس میده!!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دستمال خیس آرزوهایم را فشردم همین ۴ قطره چکید

زنده

باد

رفیق

با معرفت !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ما عاشق فهم و ادب و معرفتیم

ما خاک قدوم هر چه زیبا صفتیم

از زشتى کردار دگر خسته شدیم

محتاج دو پیمانه مى معرفتیم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مرام فقط مرام گاو،چون نگفت من گفت ما…..رفیق فقط کلاغ نه بخاطر سیاهیش به خاطر یه رنگیش………معرفت فقط معرفت کرم نه به خاطر کرم بودنش به خاطر خاکی بودنش…

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
این اس ام اس رو میزنم به سلامتی همه بی معرفتا

که سخت مشغول شطرنج زندگی اند

و نمیدونن ما مات رفاقتشون هستیم

رفیق

نماز صبح برخیزم دو دستم بر دعا باشد ، رفیقم هرکجا باشد نگهدارش خدا باشد.

با من ای دوست اگر خوب اگر بد باشی
تپش قلب من این است ” تو باید باشی”

دم هرچی رفیقه گرم،

کمر هرچی نا رفیقه خم،

روی هرچی بی مرامه کم،

برای دشمنات آرزوی زلزله بم

زیر چشم دشمنات نم،

ایشالا نبینی غم

 

اصطلاحات دانشجویی

دانشجوی سال سومی: دانشجویی که مطمئن شده است با تحصیلات دانشگاهی نخواهد
توانست آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد.

دانشجوی سال چهارمی: دانشجویی که دیگر نه فکر می‌کند، نه به چیزی اطمینان دارد و
نه آینده‌ی برای خود متصور است.
مشروط: دانشجوییکه به خاطر علاقه‌ی زیادش به درس خواندن، مورد حسادت قرار گرفته و
از اینرو دانشگاه او را ملزم کرده است که در ترم بعدی بیش از حد معینی واحدانتخاب نکند
تا به بقیه هم برسد! کلمه مشروط از «مشروطه» می‌آید که عده‌ای معتقدند باعث رونق
گرفتن دانشگاه در ایران شد. عده‌ی دیگری هم معتقدند که رونق گرفتن کار مشروط‌ها
باعث اضمحلال مشروطه شد.


تقلب: دانش دوپینگی
سهمیه: دوپینگ قانونی.


گوسپند: نوعی جانور که جز نوشتن جزوه، حفظ جزوه و پاس کردن درس از روی جزوه هیچ
کاردیگری در دانشگاه نمی‌کند. چنین موجوداتی در دانشگاه‌های مشهور بیشتر
دیده می‌شوند و فرق آنها با سایر گوسپندان در این است که نه کله‌ی این گوسپندان قابل
استفاده است و نه پاچه‌ی خوشمزه‌ای دارند.


جزوه: دستنوشته‌هایی که گمان می‌شود عصاره‌ی یک کتاب است. اما در واقع تفاله‌ی
بخشی از آن است. دستگاه تفاله‌گیری «استاد» نامیده می‌شود.


استاد حل تمرین:دانشجوی ترم بالاتری که در ازای گرفتن شندرغاز پول و شنیدن لفظ
«استاد»چنان از خودبیخود می‌شود که تن به خورد گچ تخته و مسخره شدن توسط سی
چهلتا دختر و پسر می‌دهد.


خرخوان: نوعی خر که توانایی مطالعه‌ی مداوم به مدت 72 ساعت رادارد. نطفه‌ی این
موجودات در دوره‌ی دبیرستان بسته می‌شود و در کلاس‌های کنکور به بلوغ می‌رسند. این
موجودات اغلب در کافه تریاهای دانشکده‌هااستحاله می‌شوند.


تریا: محلی برای فرار از غذای سلف که در این حالت مصداق بارز ازچاله به چاه افتادن
است. اما صرفنظر از ارزش غذایی آن، از لحاظ فرهنگی اهمیت زیادی دارد. به خصوص
برای پژوهندگان زبان کوچه و بازار و کاشفان جدیدترین فحش‌ها و اصطلاحات جنسی.


گرد: جسمی که طول و عرض و ارتفاع آن از مرکزش به یک فاصله است.چنین دخترهایی
معمولا در حدود 165 سانتیمتر قد و به میزان سه چهارم پی آر3 حجم دارند که ناشی از
سال‌ها در خانه نشستن و دست به سیاه و سفید نزدن وتست زدن است. سه عاقبت
دردناک در انتظار آنهاست: ازدواج، انفجار و ورود به دانشگاه که گزینه‌ی آخری و متعاقب آن
استفاده از غذای سلف، دردآورترین آنهاست.

سلف (غذاخوری):
فعال‌ترین آزمایشگاه و واحد تولیدی هر دانشگاه که توانایی تبدیل
موجودات گوناگون به غذا را دارد. یکی از رایج‌ترین توانایی‌ها که شرط لازم اولیه برای سلف
نامیده شدن یک مکان محسوب می‌شود،توانایی بازیافت چمن‌های محوطه به شکل
قرمه‌سبزی است.

گوریل: گونه‌ای از دانشجویان پسر با موهای ژولیده و لباس‌های بدفرم که از بوی سیر
دهان و عرق لباس‌هایشان نمی توان کمتر از سه متر به آنها نزدیک شد. این جانوران
معمولا پس از فارغ‌التحصیلی به‌جای اعزام به قلب جنگل‌های آمازون در پشت میزهای
مدیریت و ریاست جای می‌گیرند.


شاسکول: دانشجویی (عمدتا دختر) که بعد از 20 بار جزوه دادن به یکی از دانشجویان
جنس مخالف هنوز فکر می‌کند خط خوبش باعث محبوبیت‌اش است.

پلشت:دانشجویی که حاضر است کیسه فریزر دور بشقابش بکشد و با قاشق یک بار
مصرف غذا بخورد تا مجبور نباشد روزی یکبار ظرفهایش را بشوید. تقریبا اکثرپسرهای
ساکن در خوابگاه های دانشکده های علوم و مهندسی.


بتونه‌کاری: فریضه‌ی واجبی که بیشتر دختران دانشجو صبح‌ها قبل ازحرکت به سمت
دانشگاه بر روی صورت خود انجام می‌دهند تا دیدارشان قابل تحملشود. معمولا هم
نمی‌شود.
جلبک: نوعی دانشجو با آی‌کیوی حیرت‌برانگیز و توانایی جزوه نوشتن حتی از روی
سرفه‌های استاد. تراکم زیستی این جانداران در دانشکده‌های علوم انسانی بیشتر است.


دکتر: لفظی که تا پیش از دوران وزارت کشور دکتر کردان یک پیشوندلذت‌بخش بود و پس از
آن فحشی زشت محسوب می‌شود. با این حال، به دلایل روانی ناشناخته‌ای تمام
دانشجویان رشته‌های پزشکی و دامپزشکی همچنان علاقه‌ی وافری دارند که از ترم اول
تحصیل دیگران آنها را با لفظ خطاب کنند.


کافور: ماده‌ی اصلی تشکیل دهنده‌ی غذاهای سلف پسران که گویا ازقدیم با عارضه‌ی
«زنگ‌زدگی» در ارتباط بوده است چرا که شاعر فرموده: برعکس نهند نام زنگی کافور!


بورسیه: همزمانی کار و تحصیل که ماحصل آن تلفیق درس‌نخوانی و اززیرکاردررویی است.


پروژه: کار عملی که دانشجوها با هم انجام می‌دهند.


تحقیق: تالیف یا ترجمه‌ی بخشی از کتابی که استاد در نظر دارد بعدا به نام خودش چاپ
کند در ازای گرفتن مقدار ناچیزی نمرده.


پروپوزال: نوشته‌ی بی ربط کوتاهی که در آن درباره‌ی نوشته‌ی بی‌ربط بلندی که بعدا
نوشته یا کپی پیست خواهد شد، توضیح داده می‌شود.

پایان‌نامه: تایپ یا کپی-پیست کردن مقداری متن پراکنده در کتابهاو پایان‌نامه‌های قدیمی‌تر
در یک فایل و پرینت گرفتن از آنها و صحافی کردن مجموعه. خوشبختانه با پیشرفت علم و
تکنولوژی، تمام این فرآیندها با صرف هزینه‌ی معقولی به طور کاملا خودکار و بدون دخالت
دست و ذهن انجام می‌گیرد.