الهی نامه

الهی! باخاطری خسته، دل به جود و کرم تو بسته...دست از پاچه خواری اساتید شسته و در انتظار نمرات نشسته ام.

گر پاس شوند کریمی، پاس نشوند حکیمی.

نیفتم شاکرم، بیفتم صابرم که چاره ای ندارم جز اینکه بر همین درگاه بمانم و بخوانم و بخوانم.

الهی شهریه ها بالاست که می دانی و جیب ما خالی است که می بینی.

نه پای گریز از امتحان دارم و نه زبان ستیز با استاد...

اصلا الهی دانشجویی را چه شاید و از او چه باید؟

دستم بگیر که تو خدایی و درمانی و مرا همچو استاد نمی رانی..

بی کس و کار

 

بی کس و کاری و این توی جمله جا نمیشه 

سعی بی خودی نکن دلت سر به راه نمیشه

مثل تو زبون نفهم صد تا یکی پیدا میشه 

این دل رو آروم نبینش بد جوری آتیشه

گفتی بهار من میشی ، بلای جون من شدی 

آتیش به زندگیم زدی سارق ایمونم شدی

برو دیگه نبینمت که دیگه ما حال نداریم 

قربونت برم خدا تو هیچی ما شانس نداریم

- - - - -

گفتی میسازی برام زندگی مجللی

آخ که چه صفای داشت روزگار مجردی

صد تا دل پیدا میشد تمومشو قال میزدیم

بی خیال درس و مشق به سیم آخر میزدیم

- - - - -

کاش از اول میدونستم که تو دو دره بازی

منه ساده رو بگو واسه تو رفتم سربازی

خدا بت هیچی نداده جز یه قلب آهنی

جلو آینه میخ نشو بخدا زشت عالمی

حیف من که بیخودی به پای تو هدر شدم

کجا رفت اون همه مو ببین چه جور کچل شدم

خودمو میکشتمو جلب نمیشد توجه ت

کاشکی مهریت نمیشد سال تولدت

- - - - -

گفتی میسازی برام زندگی مجللی

آخ که چه صفای داشت روزگار مجردی

صد تا دل پیدا میشد تمومشو قال میزدیم

بی خیال درس و مشق به سیم آخر میزدیم